محله شهید معقول

محله

شهید معقول

«شهید معقول» محله‌ای است که در ابتدای بولوار حر قرار دارد و بدلیل سکونت خانواده شهید معقول در این محله به «شهید معقول» نام‎گذاری شد. مشاغل مختلفی همچون کارگاه‌های آهنگری و چاقوسازی از قدیم هنوز در شهیدمعقول نفس می‌کشند. با توجه به قدمت موسیقی مقامی و هنرمندان دوتار نواز؛ دوتارسازان چیره‌دستی در این محله فعالیت دارند. 

محله شهید معقول
صاحب‌جان صولتی، همسرشهید می‌گوید: دغدغه کمک به مردم در وجود محمدعلی پررنگ بود و همین روحیه بار‌ها پای او را به ماجرا‌های مختلف باز کرده بود، از وساطت برای وصلت جوان‌ها گرفته تا کمک به کم‌بضاعت‌ترها در محله.
دوستی اعضای نوجوان گروه «محفل حضرت رقیه(س) متوسلین به امام زمان(عج)» از چند‌بازی ساده شروع شد، رفته‌رفته جان گرفت و حالا تبدیل شده است به محفل پرجنب‌وجوشی که بخش زیادی از فعالیت‌های مسجد را برعهده گرفته است.
تلاش‌های زهرا بارزمان، دختران کبدی‌کار را با کمترین امکانات به سکوی قهرمانی رساند. او می‌گوید: این موفقیت‌ها برای گروهی که نه سالن دارند، نه حمایت می‌شوند و نه حتی فضایی ثابت برای تمرین، فقط یک افتخار نیست. ما کار غیرممکن را ممکن کردیم.
غلامرضا رضانژاد از قدیم کشاورز بوده و هنوز هم خودش را کشاورز می‌داند. شغلی که فقط راه معاش نبوده، بلکه مسیر زندگی‌اش را هم تغییر داده‌ است. از روز‌هایی می‌گوید که کشاورزی، او را به مهم‌ترین انتخاب زندگی‌اش و ازدواج رسانده است.
زهرا سلیمان‌شاهی تعریف می‌کند: خانه ما در پرجمعیت‌ترین کوچه محله قرار داشت؛ کوچه شهید موسوی‌نژاد۲۴ که آن زمان همه آن را به اسم «میلان۱۲» می‌شناختند. عصر‌ها کار ما بچه‌ها بازی‌کردن کنار در چوبی باغ بود.
راضیه هنرمند در دل سختی‌ها مسیر رشدش را پیدا کرد و با پشتکار و سماجت به روزهای روشن زندگی رسید که همیشه رؤیایش را داشت. حافظ کل قرآن شدنش نتیجه سال‌ها تلاش، ایستادگی و تسلیم‌نشدن در‌برابر محدودیت‌ها بود.
محمدامین رفیعی زمانی‌که هشت سال سن داشته، یک داستان برای هم‌سن‌و سالانش نوشته و به‌‌صورت کتاب به چاپ رسانده است. او علاوه‌بر نوشتن داستان، تصویرسازی کتابش را هم انجام داده است.
منزل شهید حسن ملازاده در محله شهید معقول پس از ۳۰ سال میزبان هم‌رزمانش شد. این مهمانان، اعضای ستاد شهدای ادوات یگان‌های رزم خراسان بزرگ هستند.
پدر، مادر و خواهر سالار عرب، همگی دستی در ورزش رزمی دارند، انگار او در باشگاه رزمی به دنیا آمده است.
این کتابخانه اینجا ۵‌هزار جلد کتاب دارد و ۱۵۰۰‌عضو فعال که روز‌به‌روز بر تعدادشان افزوده می‌شود؛ اعضایی که بیشتر از محله‌های اطراف مثل شهید‌معقول، شهید فولادی، شهید‌غلامی و... به اینجا می‌آیند. نرجس عابدزاده یکی از دلایل این استقبال خوب را نبود مکان‌های فرهنگی و تفریحی برای بچه‌های این منطقه می‌داند،‌ درنتیجه بچه‌ها با تمام وجود قدر این بستر را می‌دانند.
از ناصر حالا یک جسم بی‌حرکت درازکشیده باقی‌مانده و یک ذهن خالی و راکد، کودکی که فریبا ۱۴سال است برایش مادری می‌کند. می‌گوید: دیشب که با هزار بدبختی کشان‌کشان تا دم در بردمش و توی تاکسی گذاشتمش، بغضم ترکید. تا بیمارستان با خودم می‌گفتم خدایا یا من را ببر یا این را. این مسیر طولانی از آخر قلعه‌ساختمان تا بیمارستان قائم(عج) و هزینه‌ای که هر ماه باید بابت این مسیر پرداخت کند، چیزی است که امانش را بریده است. ناصر هر ماه نیاز به چکاپ تخصصی دارد و باید زیرنظر پزشک متخصص دارو بخورد. اگر دارو‌ها قطع شود تشنج می‌کند و شرایط سخت‌تر می‌شود.
باید شصت سال را رد کرده باشد، عینکش را روی صورتش جابه‌جا می‌کند و سوزن را با دقت در چرم فرو می‌برد. اولین‌بار است که در این کارگاه دست به چرم می‌برد اما اولین تجربه‌اش را تجربه‌ای قشنگ و شیرین می‌نامد! او از هفتم شهریور ماه یک روز در میان با دخترش به این مرکز می‌آید و چهار ساعت پای میز می‌نشیند‌. مسیری طولانی را از آن سر شهر در محله طلاب تا اینجا طی می‌کنند اما تا امروز یک جلسه هم غیبت نداشته‌اند. فهیمه بهرامی دختر سی‌ساله او از اهداف و آرزوهایشان می‌گوید، اینکه دلش می‌خواهد یک روز همراه مادرش کارگاه تولیدی کیف چرم داشته باشند.
آن قدیم‌ها کوچه شهید فولادی در محله شهید معقول زمین تا آسمان با شکل و شمایل فعلی‌اش فرق داشت. قبل‌تر خبری از شلوغی این کوچه، خانه‌ها و بافت تو در تو و مشاغل مختلف نبود. اینجا به کوچه ده متری معروف بود، زمینی پر از باغ تره و زمین‌های زراعی. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و پایان یافتن جنگ تحمیلی نام کوچه به نام یکی از شهدای دفاع مقدس تغییر می‌کند، خانواده‌های بیشتری برای سکونت به اینجا می‌آیند و کوچه هم کم‌کم آبادتر می‌شود.
29نیاز برآورده شده، ٤٥نیاز در انتظار، 166نیکوکار عزیز و... . نگاهی گذرا که به سایت می‌اندازم با کلی عدد و رقم روبه‌رو می‌شوم. معلوم است می‌خواهند همه چیز روشن و شفاف باشد تا کوچک‌ترین شبهه‌ای در ذهنت ننشیند. سایت را که بالا و پایین می‌کنم می‌فهمم آدم‌ها و زندگی‌ها برایشان شبیه این اعداد و ارقام نیستند. پشت هر یک از این عددها داستانی وجود دارد. داستانی که می‌توانی در سایت بخوانی. پشت این سایت عام‌المنفعه و خیررسان که متعلق به جوانان محله است، یک گروه حرفه‌ای در حال فعالیت هستند. گروهی که جنس کارشان متفاوت است و به گفته خودشان در کشور نمونه ندارد.
لیلا دهقانی همان کسی است که نگذاشت همسرش پس از ورشکستگی کمر خم کند و در کارگاه خیاطی‌اش را برای همیشه ببندد. به پیشنهاد او تمام ابزار و وسایل را به خانه کوچکشان آوردند و خانه را تبدیل به کارگاه کردند. بچه‌ها هم کنار پدر و مادرشان بودند و یک گروه قوی تشکیل دادند. چند ماه سخت را پشت سر گذاشتند تا پس از ساعت‌ها بی‌وقفه کار کردن و شب‌بیداری کشیدن حسابشان را با طلبکارها صاف کردند، بعد هم در همین خانه کارشان را ادامه دادند. علاوه بر این، حالا برای خانم‌های محله هم اشتغال‌زایی کرده‌اند و 18نفر به واسطه لیلا خانم مشغول به کار خیاطی شده‌اند.
تا چندی پیش محل فعالیت‌های گروه سردار سلیمانی مسجد حضرت زینب(س) در میانه کوچه حر١٣ بود. حالا اما به خانه‌ای کوچک در همان حوالی منتقل شده که متعلق به مرحوم غلامرضا سنگی از اهالی محله است. خانه‌ای که به محض ورود به آن می‌توانی عکس سردار دل‌ها را روی تمام دیوارهای آن ببینی. تصاویری از برنامه‌ها و فعالیت‌های این گروه هم روی در و دیوار مرکز دیده می‌شود. از خرید لوازم مختلف برای مددجویان بی‌بضاعت محله و محله‌های دورتر گرفته تا اجرای برنامه‌های فرهنگی.
مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده یکی از مراکز قدیمی محله شهید معقول است که به دست ساکنان فعال و دغدغه‌مند محله اداره می‌شود. گروهی خودجوش که سال ١٣٩٧ توسط محمد صادق دارایی، روحانی مسجد محله، تشکیل می‌شود و بعد کم کم دیگر اهالی هم پای کار می‌آیند. کارهایی خداپسندانه؛ از توزیع نان در محله بگیرید تا ایجاد اشتغال. هر فعالیت انسان‌دوستانه‌ای که فکرش را بکنید در فهرست فعالیت‌هایشان پیدا می‌شود. جدیدترین فعالیتشان اما افتتاح سایت «من کمک می‌کنم» است، یک سامانه برای جمع‌آوری کمک‌های نقدی. سایتی که در آن می‌توانید صفر تا صد روال کار و شفافیت را ببینید.
این یک مسجد معمولی نیست. منظورم از معمولی یعنی همان مسجدهایی که صبح، ظهر و شب نماز جماعتی در آن می‌خوانند، فوق فوقش کلاس قرآنی در آن برگزار می‌کنند و تمام. این را از صحبت‌های امام جماعت جوان و پرانرژی مسجد طفلان مسلم، محمدصادق دارائی در محله شهید معقول می‌فهمم. او معتقد است که فعالیت مسجد باید در راستای رفع نیاز محله باشد. مسجد طفلان مسلم هم چند زیرمجموعه دارد که کنار هم زیر لوای مسجد فعالیت می‌کنند. هیئت هفتگی، فعالیت فرهنگی و مذهبی، پایگاه بسیج، مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده، دارالقرآن ولایت و... این مسجد از سال 1397 تبدیل شده به مکانی برای انعقاد فعالیت‌های خوب.
خیابان معقول را باید به نوعی خیابان مشاغل منطقه6 نامید. از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد اینجا پیدا می‌شود. از گل فروش و آهنگر بگیرید تا نخود فروش و فرفره‌ساز. این‌بار به‌سراغ تنها مجسمه‌ساز این محله آمده‌ایم. حسن اخلاقی‌پور که پنج سالی می‌شود کارگاه و مغازه‌اش را در این خیابان به راه انداخته است.
به محض ورود تاریکی و سیاهی است که چشم‌هایم را پر می‌کند. دوده‌های سیاه حالا از گذر این سال‌ها تمام در و دیوار کارگاه را پوشانده‌اند. بعد او را می‌بینم که با آن جثه کوچک نحیفش در گوشه‌ای پشت دستگاه دینام نشسته و میان خاک اره‌ها، چوب‌ها و خرت و پرت‌ها، چاقو‌ها را یکی یکی تیز می‌کند. اینجا کارگاه کوچک چاقو تیزکنی «غلامرضا حداد» است در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله شهید معقول. محله‌ای که پر است از مشاغل سنتی و قدیمی که بی‌سر و صدا نفس می‌کشند. چاقو تیزکن محله ما متولد 1341 است و بیش از ٣٠سال از عمر خود را در همین کارگاه به کار مشغول است و خاطرات زیادی از شغلش دارد.